در این شهر هیچکس چشم نمی خورد! - پایگاه خبری تحلیلی عصر ماه اهواز

  مشاهده مطلب

      ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸      ۰             101675      اجتماعی, مقالات   Print This Post Print This Post

روزگاری کودکان فقیر در اروپا روزنامه میفروختند یا اینکه مجبور به واکس زدن کفش رهگذاران میشدند ،روزنامه فروشی و واکس زدن تقریبا از فعالیت هایی بشمار میآمدند که نه تنها تکدی گری نبودند بلکه یک شغل با شأن پایین و مخصوص کودکان طبقه فقیر تعریف میشدند ،زیرا در این دو فعالیت براساس دو گزینه فروشنده و مشتری مناسبات معنا داری ایجاد میشد ، علیرغم وجود دکه های روزنامه فروشی یا عدم نیاز به واکس خوردن کفش ، بسیاری از مردم در آن سرزمین ترجیح میدادند روزنامه را از کودکان روزنامه فروش دوره گرد تهیه و یا کفش خود را به کودکان واکسی بسپارند.

بدون اینکه بخواهم محاسن و معایب این فعالیت اقتصادی را که اغلب موارد توسط کودکان انجام میگرفت مورد قضاوت قرار دهم ، اما لازم دانستم علیرغم اینکه رخداد مذکور با زمان کنونی جامعه ی خودمان سالها ی زیادی فاصله دارد و حالا دیگر به ندرت کودک واکسی یا روزنامه فروش در شهر و خیابان کشورهای غربی دیده میشود، نیم نگاهی به وفور کودکان خیابانی در غالب کلان شهرها و بخصوص اهواز داشته باشم، کودکان و نوجوانانی که بصورت غیر مستقیم تکدی کرده و بدون هیچ فعالیت اقتصادی با شیوه هایی از قبیل پاک کردن شیشه ماشین یا فروختن ادعیه ها ، مظلومانه در کنار پنجره ماشین ایستاده و با سه یا چهار کلمه از مصائب زندگی اشان میگویند ، کام هر راننده یا رهگذری را تلخ میکنند ، اخیراً نیز بنا بربرخی از باورهای غلط یا درست که اسپند پادزهر حسودها است ، اسپند دود کردن به یکی از ابزارهای تکدی گری تبدیل شده است ، بنده شاهد بودم یکی از همین اسپندیها ! وقتی توری محتوی زغال و اسپند را دور ماشینی میچرخاند با خشمی سنگین ،دشنامی با ریتم دعا گونه ای زمزمه میکرد بطوریکه راننده فکر میکرد آن نوجوان در حال دعا کردن است اما در واقع او در حال فحش به زمین و زمان بود...

تکرار مشاهده ی فقر و رنج دیگران به مرور زمان این پلان از زندگی اجتماعی را عادی جلوه گر میکند و حساسیت عاطفی را ضعیف یا از بین برده و انسان‌ها را برای یکدیگر به شیء تبدیل میکند که در آن نه تنها به هم شفقتی ندارند بلکه بدنبال سوءاستفاده از شرایط پیش آمده هستند.کودک واکسی یا روزنامه فروش بنا به فرهنگ محیطی که در آن پرورش یافته ،فعالیت خویش را عزت مدار و شغل قلمداد کرده و در بزرگسالی با افتخار از آن یاد میکند ، این فرد میآموزد که انتظارات و آرزوهای خویش را مطالبه و دولتها را خدمتگزار مردم بداند ، در صورتیکه آینده کودک شیشه پاک کن یا اسپندی پر از ابهام است ، بدلیل حقارت هایی که بر او تحمیل شده ، پیش بینی میگردد او فردی خشن و بدبین از اجتماع از آب درآید یا اینکه نه تنها نمیتواند مطالبه گر حقوق قانونی خویش شود بلکه همیشه خویش را سربار و فردی اضافه در جامعه احساس کرده که نیاز به ترحم و دلسوزی دارد .

فاضل خمیسی

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

دیدگاه های بسته