جاده به گل نشسته روستای آلبوعفری! - پایگاه خبری تحلیلی عصر ماه اهواز

  مشاهده مطلب

      ۱۵ بهمن ۱۳۹۷      ۰             97741      سیل, شهرستان ها, عناوین اصلی   Print This Post Print This Post

خورشید که غروب می کند جاده خسته روستا هم نمایان می شود. آب بالا آمده است. جاده بسته است و جمعیت زیادی بلاتکلیف در کنار خودروهای خود ایستاده اند. یکی می گوید: میخواهم برم خانه ام را ببینم الان سه روز است آواره شده ایم. مرد دشداشه اش را جمع می کند و روی جاده نم گرفته می نشیند.-چه خونه ای، چه زندگی ای. همه را آب برد. هیچکس به فریاد ما نرسید.جاده سه روستای چولانه، حاجیه و آلبوعفری بعد از سیلاب بهمن ماه امسال آرام آرام تن به آب می دهد و می شکند. خیلی ها آمدند، دیدند، قول دادند و رفتند....

جاده ای به طول ۹ کیلومتر

زنی از اهالی روستاهایی که در سیلاب غرق شده اند امتداد جاده را پیش می گیرد و به راه می افتد. جاده خیس است. به دنبال راهی است تا خود را به خانه اش در روستای البوعفری برساند.-فقط با تراکتور و خاور می شه وارد روستا شد.ته قلب زن خالی می شود. او و کودکانش ۴ روز است که خانه را ترک کرده است و حالا همسر زن در روستا مانده تا با کمک سایر اهالی جلوی سیلاب را بگیرند. نیسان که می گذرد سوار می شود و می رود تا بلکه دوباره روستایش را ببیند.راننده نیسان از خرابی جاده گله می کند و می گوید: جاده نمناک شده است و احتمال اینکه فرو بنشیند زیاد است باید زودتر فکری به حال جاده کرد.

۱۶۰۰ روستایی چشم انتظارند

دهیار روستای آلبوعفری می گوید: تنها راه ارتباطی سه روستا به مرکز شهر سوسنگرد همین جاده ۹ کیلومتری است که کاملا تخریب شده است و باید زودتر بازسازی شود.ابراهیم سلطانی در خصوص ماجرای سیلاب اینطور توضیح می دهد: وقتی سیل بند آسیب دید و هر لحظه شکاف آن بیشتر شد نزدیک به ۴۰ خانوار روستای آلبوعفری خانه های خود را ترک کردند. مردم مناطق افراد درب خانه های خود را گشودند و در حد توان خود کمک کردند.سلطانی تاکید می کند: حالا که سیلاب تا حدودی مهار شده است باید فکری به حال این جاده ۹ کیلومتری شود. مسیر عبور و مرور سه روستا با جمعیت هزار و ۶۰۰ نفر همین یک جاده است.

دهیار ادامه میدهد: استاندار و مسولان مسکن و شهر سازی از نزدیک امدند و وضعیت روستا و جاده را مشاهده کردند.آنها قول دادند که در اسرع وقت برای جاده چاره ای اندیشیده شود.نیسان کمکهای مردمی و سازمانی را آرام و سنگین به سوی روستا می برد. اما جاده لغزنده شده است و پر از چاله های کوچک و بزرگ. نیسان که تعداد زیادی از اهالی را نیز با خود به سمت نیسان خالی می شوند و دوباره مسیر برگشت به سوی سوسنگرد را طی می کند. راننده نگران روستاییانی است که سوار کرده است.زن روستای البوعفری دوباره سوار نیسان می شود. می گوید: هیچ کمکی به سیل زدگان نشد. اگر روز اول به داد ما می رسیدند و این همه گونی روز اول به دست ما می رسید سیل آواره مان نمی کرد و مزارع ما زیر آب نمی رفت.

زن به روز اول اشاره می کند و می گوید: ساعت ۳ و نیم شب بود که زمزمه های سیلاب پخش شد هیچکس باور نمی کرد آب به روستا ومزارع نفوذ کند و اهالی را آواره کند....غروب سایه سنگین خود را بر روستا می کشد. مردی با دشداشه قهوه ای از دور در قاب دوربین نقش می بندد. مردی خسته اما امیدوار با بیل مشغول هدایت آب از مزرعه اش است اما انگار کاری از او ساخته نیست. زنی عبا پوش به طرفش می آید. مرد به دسته بیل تکیه می زند. زن می نشیند و مرد همچنان به دسته بیل تکیه زده است. آب سینه جاده را می شکافدو پیش می رود. جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می شود. بعضی آمده اند تا به اهلی کمک کنند. خاوری که بنر نیروهای سپاه جلوی آن نصب شده است اهالی را از روستا خارج می کند...استاندار وضعیت ما را دید او قول داد سیلاب زود مهار می شود. او جاده به گل نشسته روستا را دید. مسولان همه امدند آنها از نزدیک حال و روز ما را مشاهده کردند...

مهناز بنی تمیم

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

دیدگاه های بسته