ما هیچ،ما نگاه! - پایگاه خبری تحلیلی عصر ماه اهواز

  مشاهده مطلب

      ۱۸ خرداد ۱۳۹۹      ۰             112803      عناوین اصلی, مقالات   Print This Post Print This Post

غلامرضاجعفری :عباس گلرو چیزی گفته، عباس گلرو نماینده مردم سمنان در مجلس اصولگرای یازدهم در سفری به خوزستان تاب تحمل دیده ها و شنیده ها را نیافته و تفتیده رو به استاندار گفته که اگر من جای شما بودم اجازه نمیدادم منافع خوزستان را ببرند، گفته که روش مدیریت شما از نوع انقلابی نیست، با سانتافه حملمان میکنید و نقلمان، و در این میان رسانه هایی چند، پاسخهایی چندان و چند داده اند، البته ما در خوزستان عادت کرده ایم که عموم مدیران از راس تا ذیل چند بادیگارد آماده به خدمت در فضای رسانه ای داشته باشند، بادیگاردهایی که قلمشان بیش از کلمه، بیش از منطق و استدلال و آگاهی بخشی، مشغول با  تهدید و بدوبیراه گفتن به هر نوع منتقدی است، حتی اگر منتقد مذکور، خود مزدور مدیر دیگری باشد و خلاصه آنکه در فضای رسانه ای خوزستان، برخی رسانه های محلی بیشتر شبیه گلادیاتورهای روم عتیق هستند و هر آنچه را ارباب بخواهد، اجرا می‌کنند ولو کشتن گلادیاتوری دیگر!  

در این میانه اما گاه رسانه های ملی و… به عنوان یار دوازدهم وارد عرصه نبرد می‌شوند، نبردی که در یک طرف، سربازان جان بر کفی  تا دندان مسلح،رسانه ها و شبه رسانه ها و چیزنیوزهای محلی، آماده اند تا منتقدی، بیچاره ای، تشنه ای و یا … به روش همان گلادیاتورها پاره پاره کنند.

یار دوازدهم، روزنامه آفتاب یزد این ماجرا را اینگونه روایت کرده که انگار عباس گلرو آنچه گفته نه حقیقت، که تنها موضوعی بدون رعایت جنبه های امنیتی موضوع است! اما مشکل اصلی آفتاب یزد و نگارنده محترم یادداشت مذکور تشبیه خوزستان و انواع ثروتهایش به کشاورزی ورزنه و یزد و تعاونی های مرزنشینان است، و این بزرگترین اشتباه نگارنده و در ادامه آفتاب یزد است.عباس گلرو چه گفته؟! چه گفته که یکی پاسخش را حواله به تجزیه طلبان میدهد و آن دیگری بوی تفرقه و کینه یافته و از وجود چنین بویی سخن میگوید و … عباس گلرو کل آنچه گفته این بوده که اگر به جای استاندار خوزستان قرار می‌گرفت نمی‌گذاشت منافع استان به جای دیگری سرازیر شود.

مشکل اصلی آفتاب یزدها و امثال آفتاب یزدها نشناختن خوزستان است، خوزستانی که از دیرباز به صفت زرخیزی متصف شده و جالب اینکه در یادداشت روزنامه مذکور جایی از همین صفت استفاده شده و در کنار این کلمه علامت تعجب همچون نگاره ای آگاهی بخش جا خوش کرده، بی آنکه نگارنده متوجه شود همین علامت تعجب نشان می‌دهد که وی درکی درست از خوزستان و انواع ثروتها و منافعش ندارد، و گرنه باید می‌دانست خوزستان تنها به نفت و گازش نیست که صفت زرخیزی یافته، صفتی که در پارادوکسی تلخ با روزگار مردمش قرار دارد.

 بستن شیر نفت و گاز در اندازه هیچ استانداری نیست،حتی استانداری که میگفت مجسمه طلایش را روزگاری می‌سازند. برای فهم چنین گزاره‌ای لزوما نباید مدیر و وکیل و … بود اما مسئله این‌ است که همه ثروت‌های خوزستانی چنین وضعیتی ندارند، و از اتفاق خواسته عمومی مردم خوزستان نیز حفظ ثروتهایی چنین است و عباس گلرو در نهایت آنکه چیز تازه ای نگفته، فی المثل آنکه از دیرباز مردم خوزستان در خصوص درآمدهای مالیاتی و شکل هزینه آنها پرسش داشته‌اند، بخشی از همان ثروت خوزستان که قابل مدیریت است، از نوع دیگر ثروت خوزستان موضوع انتصاب مدیران، هیئت مدیره ها، منابع انسانی و نوع استخدامهاست، استخدامهایی که همه مردم ایران را شامل می‌شوند ولی مردم بومی را نسیبی نیست و البته در این باب  امام جمعه سابق اهواز و نماینده محترم ولایت فقیه در روزی از روزهای جمعه و در خطابه نماز به صراحت گفت نباید جوانان بومی بیکار بمانند وی در سال ۹۶ چنین گفت:تصمیم غیر اصولی صنعت نفت در خصوص جذب نیروهای غیر بومی در میدان های نفتی خوزستان، این استان را با بحران جدی روبه رو ساخته و زمینه را برای سوء استفاده دشمنان از جوانان فراهم می کند. جالب آنکه  امام جمعه اکنون اهواز در همین باب یکی از عوامل آسیب های اجتماعی در خوزستان را بیکاری دانست و خواستار جلوگیری از بکارگیری نیروهای غیربومی در خوزستان شد، تکرار یک موضوع از جانب دو امام جمعه یک شهر نشان از چه دارد؟ اگر نه اینکه استاندار و متولیان استان نسبت به حفظ ثروتهای استان بی توجه اند؟! 

خوزستان زرخیزی که آب دارد و یا داشته،کشاورزی دارد و یا داشته، بندرهای بین المللی دارد و یا داشته، نخلستانهای وسیع دارد و یا داشته، مناطق ویژه اقتصادی،منطقه آزاد،مرزهای بین المللی و بسیاری ثروتهای رو و زیرزمینی دیگر به جز نفت و گاز تعریفی از همان صفت زرخیز است، صفتی که نگارنده آفتاب یزد با علامتی از تعجب خود همراه می‌کند و آنوقت گمان میکند که تمام ثروت خوزستان فقط نفت و گاز است، وشیر نفت و گاز که در اختیار استاندار و مدیران محلی نیست و در آخر نتیجه می‌گیرد که گفته های گلرو ((برخلاف قوانین جاری و مصالح عمومی و مباحث امنیتی)) است! 

بگذارید جنبه دیگری از ماجرا را روایت کنیم، در سال ۹۵ یکی از معاونین استاندار چنین میگوید : ((استان خوزستان از نظر جذب سپرده های مردم رتبه پنجم کشوری را داشته ولی از نظر پرداخت تسهیلات در رتبه ۲۹ قرار دارد که این زیبنده استان نیست.)) و آنچنان که معلوم است مدیران استان نه تنها توان توزیع مناسب ثروت و فرصت را در میان مردم استان ندارند که حتی نگاهداشت مناسب اموال مردم در توانشان نیست،چیزی که معاون مذکور استانداری میگوید زیبنده نیست.

زیبنده نیست مردم خوزستان حتی به اندازه سپرده های خود وام نگیرند، زیبنده نیست کارون تشنه باشد، زیبنده نیست خوزستان هوا نداشته باشد، زیبنده نیست استخدام مردم بومی در شرکتها و سازمانهای همسایه شان آرزوی جوانان بماند، زیبنده نیست، زیبنده نیست و انبوهی دیگر از ((زیبنده نیست)) که به حقیقت حق مردم خوزستان نیست و عباس گلرو تنها با دیدن اندکی از این همه زشتی و پلشتی تاب نیاورد و گفت آنچه را گفت، در حالی که مردم خوزستان دهه هاست این حقیقت تلخ را تحمل کرده اند و گاهی چنان جانشان تلخ می شود که انگار چاره ای به جز نگاه باقی نمی ماند، ما هیچ ما نگاه.

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

دیدگاه های بسته