ما پیوسته در قناعت خویش بیماریم! - پایگاه خبری تحلیلی عصر ماه اهواز

  مشاهده مطلب

      ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸      ۰             101750      عناوین اصلی, مقالات   Print This Post Print This Post

هادی حزباوی :ما کنشگران سیاسی اجتماعی فاتحانه فکر می کنیم و با قدم های گاه تند و گاه سست خود آنچنان در گسترهِ فرارویمان به پیش می رانیم که گویی قرار است که فضایی دگر و تقدیری دیگر و امر تازه ای را بیافرینیم. در حالی که بالضرور و همیشه از فضای دیگرگون, امر تازه برنخواهد رُست.یوغ ورزایی را بر گُرده خویش نهاده ایم تا آمال و آلام مردم را راهی بیابیم که از دیگر سوی نیز شاهد تحقق دغدغه های روشنفکرانه خود و خلق جامعه ای انسانی تر و قابل تحمل تر از وضعیت اکنونیمان باشیم.

اما نتیجه تاکنون چه بوده است؟! بماند که ناگفته پیداست از اوضاع پریشانی که حتی اگر دستی از غیب فرود آید نیز نمیتواند سر سوزن تغییری را رقم بزند.اما قناعت این عفریت کز کرده در سنت تلنبار شده شرقی ما, نیز از آفت های این حوزه از فعالیتها بشمار می آید. بدین صورت که ما با معرفت حداقلی از فضای شکل گرفته و عدم تحقق اراده آنانکه تغییر در وضع موجود را خواهانند, باز هم بدنبال پیگیری مطالبات بر زمین مانده مردم با ترغیب مردم به پیگیری و مداومت در اراده شان هستیم.فی المثل اصلاح طلبان که بنا به ادعای خود برای رهایی از سیطره و نفوذ دیگر رقیب سیاسی در معادلات سیاسی کشور و از رهآورد انتخابات چه مجلس و چه ریاست جمهوری به پروژه میان بد و بدتر روی آوردند, و یا با رد صلاحیت نامزدان گروه مذکور در دوره انتخابات پیشین شاهد ظهور نمایندگانی مسمی به نمایندگان لیست امید در مجلس کنونی شده ایم!

ضمناً عایدی و ماحصل این راهیافتگان برای نخبگان و خاصتا مردم تاکنون چه بوده است؟ و به چه بهایی؟! فقط همانقدر کفایت می کند و برایمان سودآور است که بگوییم همین فعالیت ما و خواست مردم مانع از دستگیری اصولگرایان به قوه های مجریه و تا حدودی تقنین شد! در حالی که تاکنون تنها خروجی این لیست امید و دولت تدبیر و امید ازدیاد شناسنامه و هویت سیاسی صوری در سپهر سیاسی کشور بوده است!و براستی این قناعت ها با ما چه می کنند؟!

در خیابانها و به هنگامه فعالیتهای میدانی این ما و مردم, این لشکر رنجور و افیون زده هستیم که تا مغز ایدئالیسم با مصرف پروتئین تحول خواهی حق رای و دموکراسی را تمرین می کنیم و با رای خویش پلکانی می شویم برای آنکس که نمایندگی را تمرین کند, تا بُرد بُرد را تنها برای خود و حلقه نزدیک خویش منهای من و توی شهروند را رقم بزند.دیگر آنکه آیا تنها میتوان به راه و شیوه ای که معتاد سناریوی تکرار شده اکتفا کرد و از راههای دیگر سرباز زد؟ و خیزش دوباره ای نو و آفرینشی غیر از آنکه تاکنون بوده را شروع نکرد و از سر نگرفت؟!و از تز میان بد و بدتر, به تز و راهی و لو کوچک حتی, اما اصیل را برای انتخابات پیش رو تعبیه نکرد؟!

مگر نه آن است که تحقق هر امری نیازمند ظهور شرایط ذهنی و عینی آن امر است.حال اگر در دوره پیش رو آن شرایط یافت نشوند و یا نامزدهای مورد نظر به هر دلیلی از راهیابی به عرصه انتخاباتی باز بمانند, اصلاح طلبان باز مکلفند که ماراتُن و دوئلی سیاسی را در فضای سیاسی کشور خلق کنند تا مردم را به نامزدهای دست چندم و... امیدوار سازند و در پایان نیز به این گزاره قناعت افزای خود اکتفا کنند که هدف نخست و دم دست ما همانا جلوگیری از تصدی اصولگرایان بر مجاری و قوه های تقنین و اجرایی کشور بود...آیا این رویه و قناعت پیشگی که اکنون بسان بیماری بر فضای سیاسی و سرنوشت مردم سایه انداخته را چگونه میتوان بازشناسی نمود و مداوا کرد؟

آیا برای مرحله بعدی و بعد از شناسایی این بیماری (قناعت), قدرت انتخاب این را داریم که آن به جراحی و مداوا بسپاریم و یا همچنان باید آن را ادامه داد تا زمانی که دیگر نه از فعالیت نتیجه بخش ما اثری باقی برجای بماند و نه از پیگیری مطالبات مردم نیز خبری...و یا گرامی بداریم حق انتخاب و تایید مردم و تنها نگاهی ابزارگونه به آنان نداشته باشیم و در صورت عدم تحقق شرایط ذهنی و عینی انتخابات و انتخاب آنکه توانایی تاثیرگذاری را در خود نداشته باشد, ما کنشگران سیاسی اجتماعی باز فاتحانه لیستی را به رسمیت نشناسیم.که ضرورتاً همیشه از فضای دیگرگون, امر تازه ای برنخواهد رُست...

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

دیدگاه های بسته