اخلاق در قرآن! - پایگاه خبری تحلیلی عصر ماه اهواز

  مشاهده مطلب

      ۱۵ اسفند ۱۳۹۷      ۰             99322      مقالات   Print This Post Print This Post

معنی اخلاق :اخلاق در یک معنی تسلیم سنن وآداب رسوم حاکم بر جامعه شدن است .هر چه ما از سنت ها جامعه خود تبعیت کنیم اخلاقی تر هستیم وطبعا کسی که آداب ورسوم جامعه خود را رعایت نمی کند در نزد افراد آن جامعه فردی منحرف قلمداد می شود .در معنای بالا اخلاق امری نسبی است وبستگی به سنن جامعه دارد.در معنای دیگر " هرجا برای فردی سودی باشد و او بخاطر چیزی از سود خود بگذرد ونگیرد وبا دست خود طردش کند کاری اخلاقی کرده است" ۱

انجام کاری بدون چشم داشت ، اگر کاری بکنیم در عوض انتظار داشته باشیم در قبال کاری که انجام داده ایم کسی کاری برایمان انجام دهد کارمان در این معنی اخلاقی نیست.در این معنا رفتار فرد در تمام جوامع را در بر می گیرد.طبعا در این معنا اصالت سود در مقابل حفظ ارزشها یک کار غیر اخلاقی است.وسقوط اخلاقی در این معنا یعنی اصالت سود در مقابل اصالت ارزشهاست.وقتی سود اصالت داشته باشد فرد برای از آن خود کردن چیزی دروغ می گوید برای بدست آوردن پست ویا موقعیتی اقتصادی ، سیاسی واجتماعی به هر قیمتی به یک ترفند دست می زند اختلاس واحتکار می کند.نجات خود وخانواده خود به قیمت زیر پا گذاشتن دیگران بر خلاف ایثار است که فرد از مال و موقعیت وحتی از جان خود برای دیگرا ن می گذرد." لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون" ۲هر گز به خوبیها ونیکی ها نخواهید رسید مگر اینکه از آنجه دوست دارید از آن بگذرید

" وقتی عملی انجام می دهیم که دوست داریم دیگران هم آن عمل را انجام دهند عمل خیر است و وقتی عملی انجام می دهیم ودوست نداریم کسی آن را انجام دهد عمل شر است.با توجه به این ملاک ساتر فیلسوف فرانسوی می گوید چون جهان عبث وپوچ است ودر هستی ، خدا وهدف ونظارتی نیست وچون عمل خیر وشر معنی ندارد و ضابطه ای نیست که بر اساس آن اعمالمان را توصیه وتنظیم کنیم پس مبنای خیر وشر مبنایی درونی است " ۳

اما اشکال کار ساتر در ساختن یک دستگاه اخلاقی مبتنی بر قضاوت واحساس شخصی این است که من به عنوان یک فرد هرگز چیزی را انتخاب نمی کنم که برایم خطرناک وزیانمند باشد وشری را نفی نمی کنم که سود ولذت وآسایشم در آن باشد " ۴.آگوست کنت در مکتب پوزیتیویست قصد داشت با رد خدا ومذهب ، دین انسانیت را بنا بگذارد واخلاق علمی بنا کند که در این کار توفیقی بدست نیاورد.مارکسیسم که از لحاظ جهانبینی ماتریالیستی است وبه اصالت ماده معتقد است از یک طرف به کارگر می گوید زندگی چیزی جز همین شصت هفتاد سال زندگی نیست واز طرف دیگر به کارگر می گوید برای آسایش ، رفاه وزندگی دیگران خودت را فدا کن معلوم است تا چه حد اخلاق در جهانبینی ماتریالیستس معنا پیدا می کند

در جهانبینی مذهبی بالاخص جهانبینی قرآن جهان هستی یک مجموعه ودستگاه هماهنگ ومعنی دار با جهت وهدف مشخص است که توسط خدای واحد تدبیر می شود واین خدای واحد ضمن اینکه از نظر جهانبینی فلسفی اخلاق فردی را توجیه می کند گذشت ، عفو وایثار وبرادری وبرابری را در شبکه روبط اجتماعی ترویج وتشویق می کند.انسان دارای جهانبینی توحیدی همانطور که معتقد است خدای یکتا جهان را تدبیر می کند معتقد است خدای یگانه رب وخدای همه انسانهاست وهمه افراد که خدای واحد دارند در برابر خدای بزرگ ارزش برابر دارند.واین خدای بزرگ ناظر کردار واعمال افراد است و به کوچکترین تا بزرگترین اعمال پاداش می دهد.فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره " ۵

در دیدگاه توحیدی قرآن جهان هستی دارای شعور ومعناست ویک حس دوستی وبده بستان با فرد دارد وکوچکترین رفتار واعمالش نادیده گرفته نمی شود وهر عمل کوچک وبزرگش ده برابر پاداش دارد.رابطه انسان با هستی در حهانبینی قرآنی یک رابطه عاشق ومعشوق است ذره ذره هستی جلوه ای از دوست است.ذره ذره این جهان معنا دارد وبا آدم حرف می زند.وابستگی هایی که انسان بخاطر آنها حاضر است منافع خود را ترجیح دهد دروغ بگوید ومنافع دیگران را زیر پا بگذارد وکار غیر اخلاقی بکند از نظر قرآن عبارتند از"دوستی و ترجیح پدران و فرزندان ،برادران ،همسران ،بستگان مال وثروت که اندوخته اید
کار وکاسبی وتجارت که از کسادش می ترسید.خانه ومسکن بر دوستی خدا " ۶

دوست داشتن اینها وترجیح دادنشان بر دوستی خدا منجر به کارهای غیر اخلاقی می شود.وابستگی به اینها بیشتر از دوستی خدا انسان را از تعالی و رشد ورستگاری باز می دارد وانسان را زمین گیر می کند" ... واذ قلتم فاعدلوا ولو کان ذا قربی ..." ۷.وچون سخن می گویید یا به تعبیری وقتی صاحب قدرت وتریبون هستید به عدالت بگویید هرچند آن گفتن حق علیه نزدیکان و وابستگان شما باشد.گفتن سخن حق هرچند علیه منافع خودت و وابستگانت وعلیه جناح سیاسی ویا شریک اقتصادیت باشد اخلاق قرآنی است.در قرآن آمده که خدا به پیامبر ص می گوید اگر تند خو غلیظ القلب بودی همه مردم از گردت پراکنده می شدند " ۸

در جای دیگر به پیامبر می گوید تو دارای خُلق عظیم هستی قرآن خُلق عظیم پیامبر را همسنگ خود قرآن بلکه بیشتر قرار داده یعنی اخلاق پیامبر باعث گرد آمدن مردم وانسجام و وحدت جامعه متفرق وپراکنده وشدیدا کینه توز آن زمان شد.الان که هزار وچهار صد واند سالی که از رحلت پیامبر می گذرد هنوز عطش انسان نسبت به این اخلاق کاملا حس می شود.میلیون ها سال بلکه میلیاردها سال طول کشیده است تا این قشر خاک حاصلخیز زمین ایجاد شده است فرهنگ یک جامعه هم همانند قشر خاک صدها بلکه هزاران سال طول می کشد تا شکل ببندد وتبدیل به باورهایی جهت رفتار آدمی شود

اما تاریخ نشان داده است که راه میان برای شکل گیری باورهای فرهنگی وجود دارد وآن معجزه اخلاق است که جامعه را در یک دهه به اندازه صد سال دگرگون ومتحول می کند.پیامبر اسلام ظرف ده سال حکومت در مدینه با یک رفتار اخلاقمدار از یک جامعه ابتدایی جامعه ای بنا کرد که در دو دهه دو امپراتور ایران و روم را در هم پیچید.اخلاق قرآن چیزی است که دنیای امروز بالاخص جوامع مسلمان و سیاستمداران امروز جوامع مذهبی از آن فرسنگ ها فاصله دارند

حسین ملک خدایی

 

منابع :

۱- کتاب اسلام شناسی مجموعه آثار ۱۶ دکتر علی شریعتی
۲- سوره آل عمران ۹۲
۳- اسلام شناسی مجموعه اثار ۱۶
۴ همان منبع
۵ - سوره زلزال آیه ۸
۶ سوره توبه آیه ۲۴
۷ سوره انعام آیه ۱۵۲
۸- سوره آل عمران آیه ۱۵۹

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

دیدگاه های بسته

با عرض پوزش. مطلبی یافت نشد!