چه باید باشد سنتز ۴۰ سالگی انقلاب؟! - پایگاه خبری تحلیلی عصر ماه اهواز

  مشاهده مطلب

      ۱۷ بهمن ۱۳۹۷      ۰             97879      مقالات   Print This Post Print This Post

اگر به تاریخ و روند تاریخیت پدیده ها از منظر هگل نگاه شود و امور را از این زاویه _فارغ از نقدهایی که بر دترمنیسم وارد است_ مورد مداقه قرار دهیم, فرمول سه گانه های هگلی میتواند تا حدودی سیر افول یا تعالی پدیدارهایی همچو انقلابات را برایمان شفاف سازد.شکل گیری انقلاب اسلامی در سال۵۷ و با شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را می توان در کسوت ضد یا آنتی تز نظام پهلوی, و همچنین نافی اکثر قواعد مرسوم دیگر انقلابات جهان و سبک زندگی های عرفی دانست.

اکنون و در چهلمین سالیاد انقلاب خواسته ناخواسته در می یابیم که فضاهای سیاسی جهان, احوالات مردم و... میان سالهای ۵۷ تا ۹۷ متفاوت شده است یا به عبارتی فضا و روحیه ابتدای انقلاب و امروز با گذار چهار دهه ای دارای اختلافات نسلی, معنایی و... شده است. که با آنالیز این دو فضا میتوان دو خوانش نه متفاوت بلکه کاملتر را از شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را ارائه داد. علاوه بر این دو پرسش را باید به بیان آورد که:

۱٫آیا در مردمی بودن انقلاب ۵۷ شک و شبهه ای وجود دارد؟!

۲٫ دیگر آنکه امروزه و در سالگرد چهل ساله انقلاب, از اهداف انقلاب رمزگشایی های صورت گرفته است؟

خوانش های ذیل را می توان جوابی برای سوالات مطروحه قلمداد کرد.

خوانش نخست : اواخر سلطنت پهلوی عملا ایران به زعم سردمداران اروپایی و آمریکایی نقطه امن در منطقه ناامن بود, اما بلافاصله شور و غلیان مردم انقلابی پرونده نظام پهلوی را به بایگانی سپرد.در همان دوران و یا کمی پیشتر از آن نوعی ستیز با هر آنچه رنگ و بوی غربی و ایضا امپریالیستی داشت ظاهر شد که منتهی به انقلاب ۵۷ شد. که در این مرحله شعار نه شرقی نه غربی در نفی اکثر متُدهای غربی و شرقی از انقلاب و ایضا سبک زندگی باب روز شد و آنهم تابع از همان روحیه انقلابی بود که تا امروز هم فارغ از ارزش گذاری ها وجود دارد.

خوانش دوم : این خوانش را میتوان به نوعی پاسخ به پرسش دوم دانست: که یکی از اهداف انقلاب در نه شرقی و نه غربی بودن را چگونه میتوان رمزگشایی کرد؟گفتیم که ابتدای نهضت و برای به عقب راندن ارابه سلطه اجانب نیاز مبرم به خوانش انقلابی از شعار فوق بود, اما اکنون که به لطف و استقامت مردم و مشروعیت بخشی به کلیت نظام از سلطه اجانب رهایی یافتیم, نمی باید خوانش دیگری را به روایت عملی سیاسی در آورد؟!آیا امروزه پس از گذار از مرحله آنتی تز انقلابی در این دوره چهل ساله, نظام نباید رویکردی عقلانی در سیاست چه داخلی و چه خارجی را رقم بزند؟مگر با گذار چهل ساله هنوز تاب ورود مستقل در معادلات جهانی و با رویکردی استقلال طلبانه و عقلایی را نمی توانیم از سر بگیریم؟!

توانستن یا نتوانستن دقیقا همان چیزی که ما در این مطلب دنبال آن هستیم.چه باید باشد سنتز ۴۰ سالگی انقلاب؟!که فرمول آن چنین است:

تز= سلطنت دست نشانده پهلوی,

آنتی تز=انقلاب و تاکید بر نفی سلطه اجانب,

سنتز= تقدم عقلانیت سیاسی در معادلات جهانی و منطقه ای با تاکید بر استقلال نظام و بهبود اوضاع داخلی با پذیرش دیگری.بزرگ مردی* نیز چنین سروده بود:

که در این روزهای شرم و درد,
بگذار تا من در وطنم,
در اصل گاه و در سر منشاء درنگ کنم.

این درنگ در سر منشاء یا به تعبیری در اهداف انقلاب را نباید به مثابه ستیز با ماهیت انقلاب قلمداد کرد, بلکه به مانند دغدغه تجدید حیات یا استمرار آن دانست. چرا که تاکید بر یک خوانش طبیعتا ما از ادامه راه باز میدارد و با عطف به دغدغه های امروزی و آینده که محصول زمانه خود و پیش روی نسل های بعد هستند, نیاز به طرح خوانش های جدید و رویکردهای پیشروتری از شعار نه شرقی و نه غربی هستیم, تا همچنان بر مشروعیت نظام با عطف به تامین مطالبات مردمی را شاهد باشیم.مردم نیز انتظار دارند که نظام هر نظامی که باشد پاسخگوی مطالبات حقه آنان چه در نحوه زیست, چه در نوع نگرشها و چه حقوق شهروندی و... باشد, و چه بسا حس شراکت در عرصه جهانی و پرهیز از قالب شدن به دست ایده ها را خواهانند. نظامها نیز برای پویایی خویش نیازمند خلق و بهبود فضای پرسشگری و تامل گشوده شهروندان هستند.چرا که در معمای سیاست, عقل را باید بر شور تقدم داد و فزونی بخشید.

هادی حزباوی

 

________

*پ.ن: شعر از هایدگر, برگرفته از سلسله سخنرانی های سال های ۱۹۳۳-۱۹۳۴ در تحلیل فلسفه حق هگل.

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

دیدگاه های بسته

با عرض پوزش. مطلبی یافت نشد!