جامعه ‌شناسی فحاشی! - پایگاه خبری تحلیلی عصر ماه اهواز

  مشاهده مطلب

      ۰۴ مرداد ۱۳۹۹      ۰             115850      عناوین اصلی, مقالات   Print This Post Print This Post

دکتر لفته منصوری: بددهنی و فحاشی در جامعه‌ی ما به‌شدت افزایش‌یافته است. برخی از مردم با صدای بلند به روی همدیگر فریاد می‌زنند و الفاظی رکیک به زبان می‌آورند. بددهنی و فحاشی به‌ویژه در فضای خصوص و مجازی و در رابطه با مدیران و مسئولانِ جامعه بسیار رایج شده است.البته فحاشی و دشنام یکی از پدیده‌های ناهنجار در مناسبات اجتماعی است؛ اما در این یادداشت قصد ندارم این پدیده‌ی نامیمون را از منظر اخلاق، شرع، قانون، فرهنگ، ادبیات و روان‌شناسی بررسی کنم که در این زمینه‌ها سخن‌های بسیار گفته و نوشته‌شده است. در این یادداشت صرفاً از منظر جامعه‌شناسی به چرایی این آنومی اخلاقی می‌پردازم.

صادق هدایت در یک مطلب طنزآمیزی گفته است: «اگر کتاب‌های فروید را خوب خوانده باشی، می‌دانی که فحش دادن از اصول تعادل آدمیزاد است. اگر فحش نباشد، آدم دق می‌کند. هر زبانی که فحش­مند است، دق دل مردمش بیشتر است. از تعداد فحش و نوع فحش هر زبانی می‌شود از اوضاع مردمی که تو یک ناحیه هستند سر درآورد؛ رابطه‌ی بینشان را کشف کرد. زبان فارسی اگر هیچ‌چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد. ما که سر این ثروت عظیم نشسته‌ایم، چرا ولخرجی نکنیم؟ هان دوست عزیزم؟ بله ما این‌جوری هستیم. می­خوای بخواه، نمی­خوای نخواه. موجودی هستیم فحش­مند و تا دلمان می‌خواهد فحش ریخت‌وپاش می‌کنیم تا همه عبرت بگیرند.»۱

میشل فوکو (۱۹۸۴-۱۹۲۶) فیلسوف و جامعه‌شناس شهیر فرانسوی، تعریفی تازه از قدرت ارائه می‌دهد، در تعبیر وی قدرت چیزی نیست که در تصاحب فرد یا افراد خاصی قرار گیرد، بلکه همگی ما در خدمت قدرت هستیم و قدرت در همه‌جا وجود دارد. بنابراین نباید قدرت را تنها در اشکال رسمی آن (دولت، هیئت حاکمه) جستجو نمود، زیرا قدرت در خردترین اجزای جامعه و ظریف‌ترین روابط انسانی وجود دارد (میکرو فیزیک قدرت). از نظر فوکو مقاومت و اعمال قدرت رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند. از طریق مقاومت است که اعمال قدرت، خود را نشان می‏دهد و هیچ اعمال قدرتی هم نیست که مقاومتی در پی نداشته باشد. مقاومت نیز چیزی جز کارشکنی در سازمان و فهم شیوه عملکرد آن نیست. رابطه قدرت مانند بازی شطرنج است که در آن، یک حرکت، هم انتخاب‌های حریف را محدود می‌کند و هم امکان تازه برای حرکت حریف می‌گشاید.

مقاومت فرهنگی یکی از شیوه‌هایی است که اقشار مختلف جامعه می‌توانند ناسازگاری و مخالفت خود را با ساختارهای اجتماعیِ ظالمانه نشان دهند و یکی از مصادیق مقاومت فرهنگی ناسزاگویی و بدزبانی و افزایش خشونت در گفتار است که شامل: توهین، دشنام، وقاحت، تمسخر، تکیه‌کلام‌ها، متلک، کلمات مستهجن، هرزگی در بیان، دست انداختن یا به سخره گرفتن لهجه یا گویش خاصی است.بین اعتماد اجتماعی و تعهد اجتماعی رابطه‌ی مستقیم برقرار است. هر چه اعتماد اجتماعی به ساختارها، اشخاص، قوانین و سازوکارهای سیاسی و اجتماعی بیشتر شود، تعهدات اجتماعی در برابر آن‌ها افزایش می‌یابد.بنابراین از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، فحاشی به‌عنوان یک موضوع اجتماعی و نه فردی، یک قدرت نرمِ مقاومتی است؛ که در برابر اعمال قدرت ساختارها قد علم می‌کند. این پدیده جز از طریق افزایش سرمایه اجتماعی، به‌ویژه اعتماد اجتماعی قابل‌کنترل نیست.

در هجا، گویی دشنام مده پس چه دهم؟           مرغ بریان دهم و برّه و حلوا و حریر؟۲

 

 

 

پانوشت:

[۱] - فرزانه، مصطفی (۱۹۸۸). آشنایی با صادق هدایت. پاریس: ناشر نامعلوم.

[۲] - سوزنی سمرقندی

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

دیدگاه های بسته